X
تبلیغات
رایتل

گل یخ ـ به یاد محمدعلی سپانلو

چهارشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1394

با شاخه گل یخ 

از مرز این زمستان خواهم گذشت 

جایی کنار آتش گمنامی 

آن وام کهنه را به تو پس می‌دهم 

تا همسفر شوی 

با عابران شیفته گم شدن 

شاید حقیقتی یافتی 

همرنگ آسمان دیار من 

شهری که در ستایش زیبایی

دور از تو قهوه‌ای که مرا مهمان کردی 

لب می‌زنم 

و شاخه گل یخ را کنار فنجان جا می‌گذارم 

چیزی که از تو وام گرفتم 

مهر تو را به قلب تو پس می‌دهم 


آری قسم به ساعت آتش 

گم می‌کنم اگر تو پیدا کنی 

این دستبند باز شد اینک 

از دست تو که میوه سایش به واژه‌هاست

شاعر: محمدعلی سپانلو